در گزارش پارس آی سی تی اعلام شد؛ ابهام در صلاحیت حقوقی ستاد راهبری فضای مجازی اقدام غیرقانونی دولت پارس آی سی تی: با تشدید اختلاف ها بر سر جایگاه ستاد راهبری فضای مجازی، این پرسش باردیگر مطرح گردیده است که تصمیم گیر اصلی سیاستهای فضای مجازی کشور کدام نهاد است؟ به گزارش پارس آی سی تی به نقل از مهر؛ تصمیم های اخیر در حوزه فضای مجازی، از نحوه فعالیت دستگاههای دولتی در سکوهای خارجی تا احتمال بازبینی در محدودیت پلت فرم هایی مانند اینستاگرام، بار دیگر یک پرسش مقدم بر خود این سیاستها را به مرکز بحث بازگردانده است. تصمیم گیر قانونی فضای مجازی کشور کدام نهاد است؟ تشکیل و فعالیت ستاد راهبری فضای مجازی در کنار شورایعالی فضای مجازی، رای دیوان عدالت اداری در رابطه با حدود اختیارات این ستاد و تداوم اتخاذ تصمیماتی با آثار گسترده سیاستی، حالا مسئله صلاحیت، سلسله مراتب نهادی و مسئولیت حقوقی تصمیم ها را به موضوعی تعیین کننده مبدل کرده است.در همین راستا، محمدحسین انتظاری، کارشناس حوزه فناوری اطلاعات، در گفت و گو با مهر، ضمن بررسی مبنای حقوقی فعالیت ستاد و نسبت آن با شورایعالی فضای مجازی، دستاوردهای انتقال مرکز ثقل تصمیم گیری به چارچوب های موازی و آثار سیاستهای اخیر دولت بر حکمرانی پلتفرمی، سکوهای داخلی و مخاطرات اجتماعی و امنیتی رسانه های اجتماعی را مورد بررسی قرار داده است.مبنای قانونی تشکیل ستاد راهبری فضای مجازی چیست و این ستاد چه نسبتی با شورایعالی فضای مجازی دارد؟ با توجه به این که شورایعالی فضای مجازی به عنوان مرجع عالی سیاستگذاری این حوزه تشکیل شده است، ایجاد چارچوب های موازی چه اثری بر انسجام تصمیم گیری و پیش بینی پذیری محیط فعالیت کسب وکارها خواهد داشت؟برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید به فلسفه تشکیل شورایعالی فضای مجازی و جایگاه درنظر گرفته شده برای آن بازگردیم. با مرور احکام مربوط به تشکیل شورایعالی فضای مجازی روشن می شود که هدف اصلی از ایجاد این شورا، سیاستگذاری در حوزه فضای مجازی بوده است. در قالب قانون اساسی هم تعیین سیاستهای کلی در زمره اختیارات رهبری قرار دارد و قوه مجریه مسئول اجرای این سیاست هاست. شورایعالی فضای مجازی هم شورایی است که به فرمان رهبر شهید انقلاب تأسیس شده و سیاستگذاری در حوزه فضای مجازی به آن سپرده شده است.در مقابل، سخنگوی دولت صراحتاً اعلام نموده است که خوانش دولت از ستاد راهبری فضای مجازی اینست که این ستاد همان شورایعالی فضای مجازی است. چنین برداشتی در عمل به مفهوم ورود دولت به حوزه ای است که در صلاحیت آن قرار ندارد. نتیجه ای که از ایجاد ستاد راهبری فضای مجازی با چنین خوانشی حاصل می شود، کاهش دامنه اختیارات نهادی است که به فرمان رهبری مسئول سیاستگذاری این حوزه شده و انتقال بخشی از این اختیارات به دولت می باشد. دولت صلاحیت انجام چنین تغییری را ندارد و از منظر قانون اساسی هم چنین اقدامی محل ایراد جدی است.رأی دیوان عدالت اداری در رابطه با وضعیت حقوقی ستاد راهبری فضای مجازی چه اثری بر اعتبار تصمیمات و مصوبات این ستاد دارد؟ در چنین شرایطی، تداوم فعالیت ستاد و اتخاذ تصمیمات سیاستی مهم از جانب آن بر چه مبنای حقوقی استوار است و دولت چطور مسئولیت حقوقی این تصمیمات را توضیح می دهد؟دیوان عدالت اداری در ابتدا دستور موقت توقف فعالیت این ستاد را صادر کرد. بعد از صدور این دستور، دولت تغییراتی در مقررات مربوط به ستاد ایجاد کرد و در عمل جایگاه آنرا از ساختاری که بتواند مصوبات خویش را ابلاغ کند به نهادی با نقش مشورتی تغییر داد.بر این اساس، ستاد راهبری فضای مجازی اساساً جایگاهی برای ابلاغ مصوبات سیاستی ندارد. حتی در محدوده دولت هم تصمیمات آن نمی تواند وارد حوزه سیاستگذاری یا بخشهایی شود که با صلاحیت شورایعالی فضای مجازی تداخل پیدا می کند و در نهایت می تواند واجد نقش مشورتی باشد. به عقیده من بهتر بود دیوان عدالت اداری مسئله را به شکل ریشه ای حل می کرد. با این وجود حالا شاهد آن هستیم که ستاد مبادرت به ابلاغ تصمیماتی می کند که ماهیت سیاستگذاری دارند. چنین اقدامی با حدود صلاحیتی که برای ستاد باقیمانده سازگار نیست و دیوان عدالت اداری هم باید دراین خصوص به وظایف قانونی خود عمل کند.علت فاصله طولانی میان جلسات شورایعالی فضای مجازی چیست؟ هنگامی که مطالبی مانند سیاست پلتفرمی، تنظیم گری سکوهای خارجی و نحوه حضور دستگاههای دولتی نیازمند تصمیم گیری هستند، انتقال عملی مرکز تصمیم گیری از شورایعالی به چارچوب های دیگر چه توجیه نهادی و اجرایی دارد؟به نظر من مسئله اصلی اینست که دولت با بخشی از سیاستهای نظام در حوزه فضای مجازی همراهی لازم را ندارد و ترجیح می دهد سیاستهای مورد نظر خویش را در این عرصه دنبال و تصویب کند. در همین مسیر هم توجه کافی به نظرات کارشناسی دیده نمی شود و گاهی مطالبی که به شکل پراکنده در رسانه ها مطرح می شود، مبنای جهت گیری قرار می گیرد. بحث کارشناسی می تواند نشان دهد که هر یک از این مسایل چه ابعادی دارد، چطور باید با آن مواجه گردید و نسبت آن با سیاستهای کلان کشور چیست.مسائل مهم و حل نشده ای در این عرصه وجود دارد که نیازمند تصمیم گیری است. به عنوان نمونه، اخبار جعلی امروز مسئله ای اساسی است و افکار عمومی به شکل مستمر با آن مواجهند. این مورد در مقطعی مورد توجه خود دولت هم قرار گرفت و تا مرحله ارسال لایحه به مجلس پیش رفت، اما دولت در مقابل فشارهای رسانه ای عقب نشینی کرد و موضوع را پس گرفت. با چنین روشی امکان پیشبرد سیاستگذاری پایدار وجود ندارد. یکی از نتایج برگزار نشدن جلسات شورایعالی فضای مجازی هم اینست که مسیر اصلی تصمیم گیری در این عرصه در عمل قفل می شود.مصوبه اخیر در رابطه با حضور و اطلاع رسانی رسمی دستگاههای دولتی در پلت فرم های خارجی از چه منظر حقوقی و سیاستی قابل دفاع است؟ با عنایت به سرمایه گذاری گسترده کشور برای توسعه سکوهای داخلی، دولت چه ارزیابی مشخصی از نتایج این تصمیم بر مهاجرت کاربران، ترافیک، بازار تبلیغات و موقعیت رقابتی پلت فرم های داخلی انجام داده است؟همان طور که اشاره کردم، ابلاغیه های ستاد راهبری فضای مجازی، بخصوص تصمیم مربوط به اطلاع رسانی دستگاههای دولتی در پلت فرم های خارجی، مستقیماً وارد حوزه سیاستگذاری می شود. ستاد راهبری فضای مجازی چنین صلاحیتی ندارد و از این جهت، این تصمیم از نظر حقوقی محل ایراد جدی است و مراجع مسئول باید به آن ورود کنند.جدا از مسئله صلاحیت حقوقی، خود این سیاست هم نیازمند بررسی جدی است. آمارها نشان میدهد درصد قابل توجهی از مردم در پلت فرم های داخلی حضور دارند. مسئله اینجاست که خیلی از دستگاه ها و مسئولان در این پلت فرم ها حضور مؤثر ندارند و با کاربران آنها ارتباط برقرار نمی کنند. بدین سبب این استدلال که دستگاههای دولتی باید به سکوهای خارجی بروند چون مردم در آن جا حضور دارند، برای من قابل قبول نیست. پرسش اینست که چرا در مقاطعی مردم را بسمت سکوهای خارجی سوق دادیم و الان چرا برای تقویت حضور آنان در سکوهای داخلی اقدام نمی کنیم؟بخش بزرگی از کاربران فضای مجازی در سکوها و پلت فرم های داخلی هم حضور و فعالیت دارند، اما گاهی به نظر می آید این جمعیت اساساً دیده نمی گردد. حتی در دوره جنگ که دسترسی عمومی به اینترنت بین الملل قطع شده بود، شاهد بودیم برخی مسئولان بازهم از راه سکوهای خارجی اطلاع رسانی می کردند، در حالیکه بخش بزرگی از مردم امکان دسترسی به همان سکوها را نداشتند. اصرار بر انتقال اطلاع رسانی رسمی به پلت فرم های خارجی با این وضعیت نیازمند توجیه روشنی است.مسیر صحیح، آن است که دولت به تقویت حکمرانی فضای مجازی در داخل و توسعه سکوهای داخلی کمک نماید. انتقال کاربران و فعالیت رسمی دستگاه ها به محیط هایی خارج از حوزه حکمرانی کشور، ظرفیت اعمال حکمرانی را می کاهد و خود دولت هم از دستاوردهای این کاهش ظرفیت متأثر خواهد شد، چونکه قوه مجریه یکی از مهم ترین ابزارهای اعمال حکمرانی را در اختیار دارد. اگر مردم در پلت فرم های خارجی حضور دارند، باید مسایل و ضعف های سکوهای داخلی را شناسایی و برطرف نماییم و زمینه تقویت حضور آنها در این سکوها را فراهم آوریم. تحقق این هدف به گفت و گو، کار کارشناسی و حل مسایل واقعی نیاز دارد و تعطیل ماندن جلسات مرجع اصلی سیاستگذاری و حرکت از مسیرهای موازی راهکار صحیح نیست.در بررسی احتمال رفع محدودیت اینستاگرام، تجربه رخدادهای دی ماه و دستاوردهای امنیتی و اجتماعی فعالیت این پلت فرم چه جایگاهی در پروسه تصمیم گیری دارد؟ چه ارزیابی نهادی و مستندی از نقش اینستاگرام در بسیج هیجانی، مواجهه نوجوانان با محتوای پرخطر و سایر مخاطرات امنیتی انجام شده و چه تضمین هایی برای مدیریت این مخاطرات درنظر گرفته شده است؟کارشناسان این حوزه سال ها در رابطه با دستاوردهای انتقال بخش بزرگی از زندگی اجتماعی و ارتباطی نسل جدید به چنین پلت فرم هایی هشدار داده اند. خیلی از پیامدهایی که امروز در رابطه با آنها بحث می نماییم پیشتر در مباحث کارشناسی مطرح، پیش بینی و نسبت به آنها هشدار داده شده بود. با این وجود این هشدارها در موارد مختلفی از جانب مسئولان جدی گرفته نشد و امروز آثار آنرا در ابعاد مختلف مشاهده می نماییم. مسئله نگران کننده اینست که همان مسیر باردیگر درحال تکرار است و بازهم توجه کافی به بحث کارشناسی دیده نمی شود.این مباحث منحصر به ایران یا متعلق به یک جریان سیاسی خاص نیست. حجم گسترده ای از پژوهش های علمی در جهان در رابطه با آثار رسانه های اجتماعی و به طور دقیقتر اینستاگرام بر افکار عمومی، جوانان و نوجوانان انجام شده است. در رابطه با آثار این پلت فرم ها بر دختران نوجوان هم مطالعات مختلفی وجود دارد. بدین سبب مسئله را باید به عنوان یک موضوع علمی و سیاستی جدی بررسی کرد. بخشی از تحولاتی که امروز در جامعه مشاهده می نماییم هم بی ارتباط با این تحولات نیست.تجربه رخدادهای سالهای قبل اهمیت این مسئله را بیشتر کرده است. از دی ماه ۱۳۹۶ و حضور جدی نسل جوان در ناآرامی های آن مقطع، اثرگذاری رسانه های اجتماعی بر نسل جدید بیشتر از گذشته در معرض توجه قرار گرفت. قبل از آن هم نقش پلت فرم هایی مانند توییتر و فیس بوک در تحولات سیاسی و انتخاباتی مورد بحث قرار گرفته بود، اما در دی ماه ۱۳۹۶ این اثرگذاری بر نسل بسیار جوان و تبدیل آن به کنش میدانی بشکل آشکارتری مشاهده شد. همان مقطع باید به عنوان یک زنگ خطر جدی برای بازبینی در سیاستگذاری پلتفرمی مورد توجه قرار می گرفت.در رخدادهای بعدی هم نقش رسانه های اجتماعی در تشدید خشونت، افراط گرایی و دوقطبی اجتماعی بارها مورد بحث قرار گرفت. اوج این وضعیت را در اعتراضات سال ۱۴۰۱ مشاهده کردیم. رسانه های اجتماعی از سازوکارهایی برخوردار می باشند که می توانند مسایل و شکاف های موجود را تشدید کنند و به آنها ضریب بسیار بیشتری بدهند. این ظرفیت در شرایط بحران می تواند بر شدت دوقطبی شدن جامعه و گسترش محتوای هیجانی و خشونت آمیز اثر بگذارد.انتظاری گفت: تجربه رخدادهای بعدی هم باید در همین چارچوب مورد مطالعه قرار گیرد. دشمنان کشور از فضای مجازی برای سازماندهی، جهت دهی به افکار عمومی، عملیات شناختی و انتشار اخبار جعلی استفاده می نمایند. اهمیت این مورد در شرایطی که کشور با وضعیت جنگی روبروست افزوده می شود. در چنین فضایی، هر تصمیم در رابطه با رفع محدودیت پلت فرم هایی مانند اینستاگرام باید بر پایه ارزیابی دقیق آثار امنیتی، اجتماعی و شناختی آنها اتخاذ شود.وی در نهایت اظهار داشت: سال ها هشدار کارشناسی، مجموعه مطالعات علمی موجود و تجربه رخدادهای داخلی مواد ضروری جهت انجام این ارزیابی را فراهم نموده است. تصمیم گیری بدون بررسی جدی این تجربه ها می تواند همان خطاهایی را بازتولید کند که پیشتر در رابطه با دستاوردهای آنها هشدار داده شده بود. انتظار می رود قبل از هر تصمیم تازه، این مباحث در یک پروسه واقعی کارشناسی شنیده و ارزیابی شوند و سیاستگذاری مبنی بر نتایج آن صورت گیرد.خلاصه اینکه انتقال کاربران و فعالیت رسمی دستگاه ها به محیط هایی خارج از حوزه حکمرانی کشور، ظرفیت اعمال حکمرانی را می کاهد و خود دولت هم از دستیافته های این کاهش ظرفیت متأثر خواهد شد، چراکه قوه مجریه یکی از مهم ترین ابزارهای اعمال حکمرانی را در اختیار دارد. این مباحث منحصر به ایران یا متعلق به یک جریان سیاسی خاص نیست. اهمیت این مورد در حالی که کشور با وضعیت جنگی روبروست افزوده می شود. 1405/06/30 14:35:20 5.0 / 5 3 تگهای خبر: آی سی , اینترنت , اینستاگرام , تبلیغات این پست را می پسندید؟ (1) (0) X تازه ترین مطالب مرتبط فرماندار کالیفرنیا کلید قطع هوش مصنوعی بوجود می آورد فیلترینگ می تواند سرعت اینترنت را کم کند IPv6 مشکل کیفیت را حل نمی کند موبایل ارزانقیمت سامسونگ به بازار آمد درخواست وزیر ارتباطات برای تعیین تکلیف IPV6 نظرات بینندگان در مورد این پست لطفا شما هم در مورد این پست نظر بدید = ۵ بعلاوه ۳ ثبت نظر